تبلیغات
:: یادواره شهیدان همیشه زنده :: مالک ::

:: یادواره شهیدان همیشه زنده :: مالک ::
 
تقدیمی ناچیز به شهدای گرانقدر اسلام ...
باران خیلی تند می آمد. به من گفت « من می رم بیرون»
 گفتم « توی این هوا کجا می خوای بری؟» جواب نداد.
اصرار کردم . بالاخره گفت « می خوای بدونی؟ پاشو تو هم بیا. »
 با لندروز شهرداری راه افتادیم توی شهر. نزدیکی های فرودگاه یک حلبی آباد بود. رفتیم آنجا. توی کوچه پس کوچه هایش پر از آب و گل و شل. آب وسط کوچه صاف می رفت توی یکی از خانه ها. در خانه را که زد، پیرمردی آمد دم در. ما راکه دید، شروع کرد به بد و بی راه گفتن به شهردار.
می گفت « آخه این چه شهردایه که ما داریم؟ نمی آد یه سری به مون بزنه ، ببینه چی می کشیم.» آقا مهدی بهش گفت «خیله خب پدرجان . اشکال نداره . شما یه بیل به ما بده، درستش می کنیم؟» پیرمرد گفت « برید بابا شماهام! بیلم کجا بود.»
 از یکی از هم سایه ها بیل گرفتیم. تا نزدیکی های اذان صبح توی کوچه ، راه آب می کندیم.




طبقه بندی: یادواره ها،  درس و راه شهیدان، 
برچسب ها: شهید كاوه، خاطره ای از شهید كاوه، شهید محمود كاوه،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 بهمن 1393 توسط راه فردا
هدفی كه مرا وادار به جبهه آمدن نمود ، یاری دادن به دین خدا و لبیك گفتن به كمك خواهی حسینی بود كه هزار و چهارصد سال پیش فریاد برآورد:«هـل من ناصـر ینصـرنی» كه این پیام در این زمان از لسان فرزند  او ، امام به گوشم رسید و با جان ودل به آن پاسخ مثبت دادم و خدایا تو گواه باش كه هر چه در توان داشتم ، از برای دین دریغ نورزید
منافقین بدانندكه ما هیچ وقت كوركورانه راه خود را انتخاب نخواهیم كرد ، بلكه پیمودن این راه با كمال آگاهی و بصیرت است.
منافقین داخلی و كفار خارجی بدانند كه از هر قطره خون ما ، هزاران حزب الله دیگر بپا خواهد ایستاد واسلحه به زمین افتاده مان را برخواهند داشت و علیه آنان خواهند جنگید.




طبقه بندی: درس و راه شهیدان،  دلنوشته ها،  یادواره ها، 
برچسب ها: وصایای شهدا، شهید، شهدا، وصیت شهید، وصیت نامه شهید نور علی رئیسی، شهید نور علی رئیسی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 بهمن 1393 توسط راه فردا
یادی میكنیم امروز

یادی میكنیم امروز... ما ... از شما...

از انتهای روزمرگی ها و شكست های دل های خسته مان
از سخن هایی كه سكوت شدند برایتان می نویسیم....
برای تان ...
همین چند لحظه شاد میكند ما را ....
یاد كردن از شایستگانی چون شما ....
یادكردن از پرواز ناتمامتان به سوی ابدیت
نیم نگاهی و لبخندی ما را كافی ست
در همان رویاهایمان...
همان انتظارهای غریبمان كه بی رنگ شدند....
یادی میكنیم از شما
از طرف دلشكستگان......

متن : نورا - راه فردا







طبقه بندی: دفاع مقدس،  شهدای انقلاب،  دلنوشته ها،  یادواره ها،  راهیان نور، 
برچسب ها: راه فردا، یادواره شهدا، شهیدان، یاد شهیدان، شهید گمنام، شهدای گمنام،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 بهمن 1393 توسط راه فردا
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 بهمن 1393 توسط راه فردا
روزهای پنجشنبه، روز زیارت مزار پاک شهدا و مفقودین عزیز است؛ روزی که مردم و خانواده‌های آن عزیزان به یاد فرزندان شجاع و مخلص خویش بر سر مزار‌هایشان حاضر می‌شوند و از آن‌ها برای توفیق در زندگی خویش یاری می‌گیرند.
در این پنجشنبه از روزهای مبارک دهه فجر انقلاب اسلامی، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره همه شهدای دوران انقلاب و هشت سال دفاع مقدس، با این دلنوشته، آن بزرگان را مخاطب خویش قرار می‌دهیم؛ باشد که هیچ گاه نام و راه و یاد آنان را فراموش نکنیم.
به دیدارتان آمده‌ام تا باز هم بر فراز این مزارهای زیبا ـ که عطر اخلاص می‌دهند ـ دعای فرج بخوانم.شهدا شهدا شهدا  شهدا  شهدا   شهدا   شهدا شهدا


امروز من مهمانم و شما میزبان؛ چگونه از من استقبال می‌کنید؟

دوست دارم به نگاهی من را با راه عشق آشنا کنید؛ به چراغی راه رستگاری را نشانم بدهید و به جرعه‌ای از شراب معرفت سیرابم سازید و به دعایی امیدم بخشید.



ادامه مطلب

طبقه بندی: یادواره ها،  دلنوشته ها،  درس و راه شهیدان،  مقالات،  راهیان نور،  دفاع مقدس، 
برچسب ها: شهید گمنام، پنجشنبه ها، شهدای گمنام، یادواره شهدا،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 8 بهمن 1393 توسط راه فردا
حبیبم.... تا به کی این اشک ها...
مرا با زمین سر و کاری نبود و رو به نور آسمان تو داشتم...
این اشک ها تا به کی؟
تمام نمیشود...
نمیشود...

http://yazdrasa.ir/documents/19536/1165944/DSC_0036.JPG?t=1414504325092




طبقه بندی: راهیان نور،  اشعار ، 
برچسب ها: دلتنگی، شهیدان، انتظار، عشق، دوری،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 دی 1393 توسط راه فردا


قبل اذان صبح بود. با حالت عجیبی از خواب پرید.
 گفت:
«حاجی خواب دیدم. قاصد امام حسین  علیه السلام  بود. بهم گفت: آقا سلام رساندند و فرمودند:«به زودی به دیدارت خواهم آمد» یه نامه از طرف آقا به من داد که توش نوشته بود:« چرا این روزها کمتر زیارت عاشورا می خوانی؟»
همینجور که داشت حرف میزد گریه می کرد. صورتش شده بود خیس اشک. دیگه تو حال خودش نبود.
چند شب بعد شهید شد.
امام حسین  علیه السلام  به عهدش وفا کرد...
راوی: حاج علی سیفی، همرزم شهید

مشخصات شهید:
شهید محمدباقر مؤمنی راد 
   لشکر 32 انصار الحسین علیه السلام   
تولد: 25/3/1344- همدان   
شهادت: 9/2/1365 والفجر 8- فاو  
  محل دفن: گلزار شهدای همدان





طبقه بندی: یادواره ها،  درس و راه شهیدان،  خاطرات شهدا، 
برچسب ها: شهید محمدباقر مؤمنی راد، خاطرات شهدا، شهدا، چرا این روزها کمتر زیارت عاشورا می خوانی،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 20 آذر 1393 توسط راه فردا
(من کنار مزار این شهید خاطره دارم ..)

بعد از 16 سال جنازه اش را آوردند.
خودم توی گلزار شهدای قم دفنش کردم. عملیات کربلای 4 با بدن مجروح اسیر شد. برده بودنش بیمارستان بغداد. همونجا شهید شده بود، با لب تشنه.
بعد از این همه سال هنوز سالم بود. سر، صورت و محاسن از همه جا تازه تر.
یاد شبهای جبهه گردان تخریب افتادم.
بلند می شد لامپ سنگر رو شل می کرد همه جا که تاریک می شد شروع می کرد به خوندن :«حسینم وا حسینا.»
می شد بانی روضه امام حسین  علیه السلام .
آخر مجلس هم که همه اشکاشون رو با چفیه پاک می کردند محمدرضا اشکاشو می مالید به صورتش. دلیل تازگی صورت و محاسنش بعد از 16 سال همین بود اثر اشک امام حسین  علیه السلام .
راوی: حاج حسین کاجی از گردان تخریب لشکر 17 علی ابن ابی طالب  علیه السلام

 مشخصات شهید:
شهید محمدرضا شفیعی  
گردان تخریب لشکر 17 علی ابن ابی طالب
 تولد: 1346 قم-مجروحیت و اسارت در کربلای 4- شهادت در بیمارستان بغداد:4/10/1365
 -بازگشت پیکر: 14/5/1381-
محل دفن: گلزار شهدای علی ابن جعفر قم قطعه 2 ردیف 14 شماره 1




طبقه بندی: درس و راه شهیدان،  یادواره ها،  زندگینامه ها،  خاطرات شهدا، 
برچسب ها: شهید محمدرضا شفیعی، خاطرات شهدا، شهیدان، شهدای دفاع مقدس،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 آذر 1393 توسط راه فردا

شش روز از جنگ گذشته بود که شهید شد.
خوابش را دیدم .
بغلش کردم و گفتم :
« تا نگی اون دنیا چه خبره رهات نمی کنم!»
گفت:
« فقط یک مطلب میگم اونم اینکه ما شهدا شب های جمعه می ریم خدمت آقا اباعبدالله علیه السلام ...
راوی: حاج علی اکبر مختاران، همرزم شهید

مشخصات شهید:
شهید محمدرضا فراهانی  
فرمانده عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همدان
  تولد:8/2/1333- همدان 
  شهادت: 5/7/1359- سرپل ذهاب  
 محل دفن: گلزار شهدای همدان

 





طبقه بندی: خاطرات شهدا،  زندگینامه ها، 
برچسب ها: شهید محمدرضا فراهانی، شبهای جمعه خدمت آقا اباعبدالله، ارادت شهدا به امام حسین(ع)، امام حسین(ع)،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 آذر 1393 توسط راه فردا
چقدر زیباست
مناجات شهید دکتر چمران:

خدایا...
از بد کردن آدمهایت شکایت داشتم به درگاهت...
اما شکایتم را پس میگیرم...
من نفهمیدم...
فراموش کرده بودم که بدی را خلق کردی تا هر زمان که دلم گرفت از آدمهایت...
نگاهم به تو باشد...
گاهی فراموش میکنم که وقتی کسی کنارمن نیست...
معنایش این نیست که تنهایم...
معنایش اینست که همه را کنار زدی تا خودم باشم و خودت...
با تو تنهایی معنا ندارد...
مانده ام تو را نداشتم چه میکردم...
دوستت دارم**خدای من!!!!!







طبقه بندی: درس و راه شهیدان،  دلنوشته ها، 
برچسب ها: مناجات شهید دکتر چمران، مناجات شهدا، شهید چمران،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 12 آذر 1393 توسط راه فردا
داری از قصد می زنی یک ریز
با سر انگشت خود به شیشه ی من
قطره قطره نمک بپاش امشب
روی زخم دل همیشه ی من

تو که در کوچه راه افتادی
همه جا غیر کربلا بودی!
با توام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟

روز آخر که جنگ راه افتاد
سایه ی تشنگی به ماه افتاد
هر طرف یک سراب پیدا شد
چشمهامان به اشتباه افتاد

مهر زهرا مگر نبودی تو؟
تو که با مادر آشنا بودی
با توام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟

مادری در کنار گهواره
لب گشود و نگفت هیچ از شیر
تو نباریدی و به جات آن روز
از کمانها گرفت بارش تیر

تو که حال رباب را دیدی
تو به درد دلش دوا بودی
با توام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟

وقتی آن روز رفت سمت فرات
در دلش غصه های دنیا بود
تو اگر در میانمان بودی
شاید الآن عمویم اینجا بود

رحمت و عشق از تو می بارید
قبل تر ها چه باوفا بودی
با توام آی حضرت باران
ظهر روز دهم کجا بودی؟






طبقه بندی: درس و راه شهیدان،  دلنوشته ها،  یادواره ها،  اشعار ،  شهدای کربلا،  شهدای صدر اسلام، 
برچسب ها: آی ای حضرت باران، ظهر روز دهم کجا بودی، باران، عاشورا، محرم 93، شعر عاشورا، شعر محرم،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 12 آبان 1393 توسط راه فردا
قبل تر ها ...
دلی بود...
شادی ای ...
آرامشی...
وقتی که  درد و دلی میکردی با انها
حرفی میزدند ...
لبخندی ...
خوابی می دیدی...
رویای صادقه ای ...
احساس خالصی ...
حال چه ؟!
احساس می کنم گم شده ام...
فراموش شده ام ...
فراموش...

شاید دور شدم از مدت ها پیش...
از دلم ... شاید گمش کرده ام...
کمکی می خواهم ...

Nora-Oct2014
www.rahefarda.mihanblog.com




عکس تزیینی ست





طبقه بندی: راهیان نور،  اشعار ،  یادواره ها،  دلنوشته ها،  درس و راه شهیدان،  دفاع مقدس، 
برچسب ها: راه فردا، دلنوشته برای شهدا، یاد شهدا، فراموشی لاله ها، شهید، شهادت،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 9 آبان 1393 توسط راه فردا
(تعداد کل صفحات:28)      1   2   3   4   5   6   7   ...  
تمامی حقوق مطالب برای :: یادواره شهیدان همیشه زنده :: مالک :: محفوظ می باشد