تبلیغات
:: یادواره شهیدان همیشه زنده :: مالک :: - وصیت نامه شهید صالح نژاد

:: یادواره شهیدان همیشه زنده :: مالک ::
 
تقدیمی ناچیز به شهدای گرانقدر اسلام ...


بسم‌الله الرحمن الرحیم
شهادت مى‌دهم به یكتایى پروردگار تبارك و تعالى و اینكه محمد رسول او و على(ع) جانشین به حق رسول اكرم(ص) مى‌باشد. طبق معمول باز مى‌خواهم به جبهه بروم و گفتم براى چندمین بار وصیت‌نامه بنویسم شاید این بار فرجى باشد.
داشتم فكر مى‌كردم كه انسان فقط یكبار است كه خوب به جبهه مى‌رود و آن وقتى است كه به شهادت مى‌رسد. هر چند سالها كه در جبهه باشد و اجر شهید را هم بگیرد ولى آن یكبار است كه انسان با همه اخلاص پا را به جبهه مى‌گذارد و فكر مى‌كنم كه همه آن جبهه رفتنها براى پاكسازى كاملى است كه براى یك لحظه آخر بوجود مى‌آید و من مطلب را با ماندن در جبهه و حسرت بر رفتن شهیدان براى خودم به اثبات رسانده‌ام، من چه باید وصیت كنم.

 تا حق تمام مردم را اداء كرده باشم. الا وصیت بر حفظ اسلام و شناخت فرهنگ آن و دل را با غلطیدن در برنامه‌هاى مكتب به اطمینان رساندن، بعضى شما انسانهاى قالبى به كجا مى‌روید. شمایى كه بندهاى دلتان را با بندهاى دنیا محكم گره كرده‌اید و با آرزوهاى پى‌درپى عمرى دراز را براى خود محاسبه كرده‌اید و خود را در قالبهاى محكم كرده‌اید كه هیچ دردى از این رنجهاى انسانهاى محروم را درك نمى‌كنید و با مربوط دادن حفظ این جبهه‌ها به دیگران خود را از آن ساقط كرده‌اید. و گوش خود را گرفته‌اید تا نداى پى‌درپى امام را و گریه‌هاى دردآلود مادران شهید را و كودكان یتیم را نشنوید و چشمهایتان را بسته‌اید تا مصیبتهاى مردم را به چشم نبینید تا خود در كنار همسرانتان آرام بیاسایید. دگر باز ایستید كه به قول على(ع) هیچ چیز این بندهاى دنیا را از جان شما پاره نمى‌كند الا در زیر دندان مصیبتها. بعضى‌ها ,كمى سستى تن و روح را بشكنید و هجوم روحى داشته باشید كه خداوند همه ما را در راه عشق آزمایش مى‌كند. خداوندا خود شاهدى كه حق هیچكس از دوستان و خانواده‌ام را اداء نكرده‌ام. اى كاش مى‌توانستم حق ولى فقیه و رهبرم را اداء كنم و اى كاش مى‌توانستم مفهوم گریه‌هاى نیمه شب امام را درك كنم. اى كاش دردى از دردهاى این مردم معصوم را درمان مى‌كردم. و اى كاش مى‌توانستم حق محبتهاى دوستان را اداء مى‌كردم.
خدایا هر كدام از این برادران كه در جبهه به شهادت مى‌رسیدند مى‌دانى كه خدایا زخمى بر قلبم به جا مى‌گذاشتند تا جایى كه خدایا تقاضاى مرگ مى‌كردم و تنها وصایا و هدف آنها بود كه مرا آرامش مى‌بخشید. خداوندا ملت ما را آنچنان ایمانى عطا كن تا در جریانات پیچیده اجتماعى فرو نریزند و آنچنان ایمانى به مجاهدان همراه با فرهنگ عطا كن تا انعطافهاى سخت جبهه‌ها آنها را نلرزاند و رهبر ما را با جوانهاى ما پیوندى آهنین عطا فرما. دو سوم از تمام دارائیم را به همسرم و بقیه را به پدر و مادرم تحویل دهید و والدینم، همسرم را مثل دختر خودشان نگهدارى كنند و حتما همسرم در تربیت فرزندم كوشا باشد و این جریانات در روح تو تأثیر نكند و از فاطمه‌گونه بودن تو در این زندگى سخت ما تشكر و قدردانى بسیار مى‌كنم. و من الله التوفیق. حمید صالح‌نژاد





طبقه بندی: دلنوشته ها،  حرفهای تنهایی، 
برچسب ها: وصیت نامه شهید صالح نژاد، شهید دزفول، شهید صالح نژاد،  
نوشته شده در تاریخ شنبه 24 مهر 1389 توسط راه فردا
تمامی حقوق مطالب برای :: یادواره شهیدان همیشه زنده :: مالک :: محفوظ می باشد