تبلیغات
:: یادواره شهیدان همیشه زنده :: مالک :: - شعری برای او

:: یادواره شهیدان همیشه زنده :: مالک ::
 
تقدیمی ناچیز به شهدای گرانقدر اسلام ...
نوجوانی جبهه ها را درك كرد

بازی پس كوچه ها را ترك كرد

رفت تا خط مقدم تا خدا

رفت تا معنا كند آیینه را

صورتش را با چفیه بسته بود 

عزم او انگیزه ای پیوسته بود

مادر پیرش پر از دلواپسی 

پشت پایش نور می ریزد بسی

«دست حق پشت و پناهت ای پسر

دین و ایمان تكیه گاهت ای پسر»

آن بسیجی نبض فردا را گرفت

نبض فردایی فریبا را گرفت

رفت تا در جبهه ها زیبا شود

نیمه گم گشته اش پیدا شود

خاك ایران را حمایت می نمود

خونفشانی را روایت می نمود

«تكه ای از آسمان مال من است

راه پرواز من از این روزن است»

جبهه درها را به رویش باز كرد

او خودش را تا خدا آغاز كرد

بوی باروت و مسلسل، بوی خون

جانفشانی های پی در پی، جنون

واحد پول جنون پروانگی است

شعله های آتش و دیوانگی است

یورش دشمن، شقایقهای سرخ

عشق تا اوج دقایقهای سرخ

تانكها ناگاه پیدا می شوند

بی خدا یی ها هویدا می شوند

جز اسارت چاره ای دیگر نبود

نوجوان اما پر از دلدادگی است

او پر از انگیزه آزادگی است

داخل دستان او نارنجكی است

وای! این با زندگی بیگانه كیست؟

او كه این سان مست و بی پروا شده

او كه این سان عاشق و شیدا شده

سنگر خود را رها كرد و پرید

پرده های خواب و رویا را درید

تانك دشمن ناگهان آتش گرفت

نقشه گردنكشان آتش گرفت

یك كبوتر از میان شعله ها

آسمان – پرواز آبی تا خدا  

رضا حدادیان






طبقه بندی: دفاع مقدس،  درس و راه شهیدان،  یادواره ها، 
برچسب ها: شهید حسین فهمیده، شهید فهمیده،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 آبان 1391 توسط راه فردا
تمامی حقوق مطالب برای :: یادواره شهیدان همیشه زنده :: مالک :: محفوظ می باشد