تبلیغات
:: یادواره شهیدان همیشه زنده :: مالک :: - وداع آخر

:: یادواره شهیدان همیشه زنده :: مالک ::
 
تقدیمی ناچیز به شهدای گرانقدر اسلام ...

 به سوی جبهه می رفت ونگاهش سوی مادربود/

وداعی کرد طولانی که گویی بار آخر بود

و او می رفت آهسته به سوی خاکریز عشق/
وجبهه از حضور او پر از احساس باور بود

دو چشمش خیس از اشک و دلش لبریز از احساس/
میان جمع بود اما دل او جای دیگر بود

عجب حال عجیبی داشت آن شب در دل سنگر
و او آماده پرواز مثل یک کبوتر بود

زمان حمله نزدیک و همه آماده رفتن/
نوای کاروان آن شب پر از الله اکبر بود

چپیه روی دوش او به سر سربند یا حیدر/
و او در کارزار جنگ چو سربازی دلاور بود

زمین دریایی از خون شد،زمرگ لاله های سرخ/
و او مانند یک ماهی به شط خون شناور بود

که ناگه ترکشی خورد و تبسم کرد و پرپر شد/
از او در ذهن من باقی، همان لبخند آخر بود





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 15 آذر 1391 توسط کاربر
تمامی حقوق مطالب برای :: یادواره شهیدان همیشه زنده :: مالک :: محفوظ می باشد