تبلیغات
:: یادواره شهیدان همیشه زنده :: مالک :: - شعری تقدیم به روح والای شهدای گرانقدر غواص و خط شكن

:: یادواره شهیدان همیشه زنده :: مالک ::
 
تقدیمی ناچیز به شهدای گرانقدر اسلام ...
دیر آمدی اِی جانِ عاشق...بی چتر و بارانی از این باد
اِی تکه تکه روحِ معصوم...اِی تار و پودِ رفته از یاد
دیر آمدی تا قد کشیدم...با خاطراتی از تو در سر
دیر آمدی از باد و باران...دیر آمدی سربازِ آخر
پنهان شدی در خاک شاید...خاک از تنِ تو جان بگیرد
تا دشت تنها باشد و ابر...دلشوره باران بگیرد
امروز دستِ آشنایی...بیرون کشید از عمقِ خاکت
کم کم به یادِ خاک آمد...انگشتر و مُهر و پلاکت
در شهر می‌پیچد دوباره...بوی گلاب و اشک و شیون
تا شیشه عطرِ تنت را...از خاک بیرون می‌کِشم من
این ریشه‌های مانده در خاک...دلشوره‌ طوفان ندارند
پایانِ این افسانه‌ها کو...افسانه‌ها پایان ندارند»
«عبدالجبار کاکایی






طبقه بندی: دفاع مقدس،  کتاب شهدا،  اشعار ،  یادواره ها،  دلنوشته ها، 
برچسب ها: 175 شهید غواص و خط شكن، سلام بر شهدای غواص و خط شكن، شهدای غواص و خط شكن، 175شهید دست بسته، شهدا شرمنده ایم،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 خرداد 1394 توسط راه فردا
تمامی حقوق مطالب برای :: یادواره شهیدان همیشه زنده :: مالک :: محفوظ می باشد