◊ کاش ...
◊ شهید
◊ من اینجا گمنام وجودی ام ... !
◊ فرازهایی از وصیت نامه های شهدای دفاع مقدس
◊ دلم زهجر شهیدان چرا نمی لرزد
◊ شعر شهید
◊ خاطرات دلنشین پدر شهید جهان آرا
◊ وصیت نامه طلبه شهید سعید حشمی كلهر
◊ شوری به جز شهادت در سر نداشتی
می خوام براتون یه قصه بگم ، قصه ی پر غصه
یه روز هایی ، یه مرد هایی ، به خاطر من و تو
رفتن که مثل شمع بسوزند تا ما توی روشنایی باشیم
سال ها گذشت و شمع ها یکی یکی دارن خاموش می شن
اما !!!
ما با خانواده های این شمع های دلباخته چه می کنیم ؟
خانواده هایی که مرد هاشون به خاطر ما ، که فکر می کردن ناموسشونیم
رفتن و ما داریم خانواده هاشون هم می سوزونیم !!!
اینه پاداش کارشون ؟؟
سال ها می آیند و می روند . . .
و ما همچنان چون نقش های به ظاهر زنده روزمان را به شب میرسانیم . . .
و شما نظاره گرید . . . و به ظاهر مرده . . . عجب نقش هایی داریم ما به ظاهر زنده ها !

ادامه صفحات وبلاگ :