◊ کاش ...
◊ شهید
◊ من اینجا گمنام وجودی ام ... !
◊ فرازهایی از وصیت نامه های شهدای دفاع مقدس
◊ دلم زهجر شهیدان چرا نمی لرزد
◊ شعر شهید
◊ خاطرات دلنشین پدر شهید جهان آرا
◊ وصیت نامه طلبه شهید سعید حشمی كلهر
◊ شوری به جز شهادت در سر نداشتی

بسمالله الرحمن الرحیم
شهادت مىدهم به یكتایى پروردگار تبارك و تعالى و اینكه محمد رسول او و على(ع) جانشین به حق رسول اكرم(ص) مىباشد. طبق معمول باز مىخواهم به جبهه بروم و گفتم براى چندمین بار وصیتنامه بنویسم شاید این بار فرجى باشد.
داشتم فكر مىكردم كه انسان فقط یكبار است كه خوب به جبهه مىرود و آن وقتى است كه به شهادت مىرسد. هر چند سالها كه در جبهه باشد و اجر شهید را هم بگیرد ولى آن یكبار است كه انسان با همه اخلاص پا را به جبهه مىگذارد و فكر مىكنم كه همه آن جبهه رفتنها براى پاكسازى كاملى است كه براى یك لحظه آخر بوجود مىآید و من مطلب را با ماندن در جبهه و حسرت بر رفتن شهیدان براى خودم به اثبات رساندهام، من چه باید وصیت كنم.
شهید حمید صالح نژاد - فرمانده گردان لشکر 7 ولی عصر (عج)(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) :
از موفق ترین فرماندهان لشکر 7 ولی عصر (عج) بود. قدرت، لیاقت، تیزهوشی و هوش سرشار نظامی، شجاعت ,نظم و انضباط، اطاعت از مافوق و رازداری از ویژگی های او بود. سال 1340 ه ش در خانواده ای وارسته و مذهبی و در شهر افتخار آفرین دزفول متولد شد.
«شهید» کسی است که برای برقراری عدالت قیام میکند، خود را در راه خدا فدا کرده و برای رسیدن به رضا و وصال محبوب، از هستی خود هجرت میکند.
واژه «شهید» در قرآن کریم فراوان به چشم میخورد؛ شهید از اسماء حسنای الهی است و در لغت به معنی کسی است که در گواهی دادن خود امین باشد و نیز گفته شده است شهید به معنی کسی است که هیچ چیز از علم او پوشیده نیست و به معنی حاضر هم به کار رفته است.

آن شعر که در وصف شهیدان گفتی
از گنج نهان گفته و خوش دُر سُفتی
درد دل شاهدان و گمنامان بود
از غربت و داغ آن عزیزان گفتی
مقاله ای از شهید آوینی : روشنفكران تاجیكستان امسال تقویمی به چاپ رسانده اند با تصاویری زیبا از هفت سین ایرانی: سیب و سنجد و سبزه و سركه و سمنو... گل نرگس و شاخ نبات. دو سالی است كه آنان اجازه یافته اند تا نوروز را جشن بگیرند و شنیدم كه هم امسال، عید فطر و قربان، جشن سده و مهرگان نیز در جمهوری تاجیكستان رسمیت یافته اند. در طول این هفتاد و چند سال حكومت بلشویك ها، مردم تاجیكستان با تمسك به عروه الوثقای شعر فارسی، خود را حفظ كرده اند. حتی زبان فارسی نیز در این خطه وجود خود را مدیون شعر است، مدیون رودكی و فردوسی و نظامی و حافظ و مولوی... و اكنون كه فرصت اظهار خویش را یافته اند، در میدان اصلی شهر دوشنبه، پایتخت تاجیكستان، كه اكنون از بند نام «لنین» آزاد شده و نام «آزادی» گرفته است، جایگزین مجسمه لنین، تندیسی از فردوسی است. وقتی از عالم پور، گزارشگر هفته نامه «ادبیات و هنر» – كه لابد عالم اف بوده است و یكی دو سالی است كه شده عالم پور – پرسیدم كه «چرا فردوسی»؟ گفت: «فردوسی رمز آزادی است.»
ادبیات داستان نویسی ایران در دهه های اخیر، و به طور مشخص در سال های پس از پیروزی انقلاب بهمن ،۱۳۵۷ به دوران شكوفایی خویش گام نهاده است.در این سال ها داستان نویسان بزرگ و برجسته ای برای نخستین بار خود را در ادبیات رو به رشد كشورمان مطرح كردند و با قدرت قلم و دیدگاهی تازه به نگارش آثاری كاملاً متفاوت و برجسته - خاصه در دو نوع ارزشمند و پراهمیت رمان و داستان كوتاه- پرداختند. نویسندگان جوانی كه توانستند از آفاق تازه و دیگرگونه ای كه رویدادهای گونه گون، شگرف و شگفت انگیز به حاصل آمده از پیروزی انقلاب در معرض نگاه جسور و تیزبین آنان قرار داده بود، به نیكی سود برند و جریان راكد داستان نویسی ایران را از خمودگی و ابتذال دوران پیشین دور كنند.
مرداد سال 1306 زمانی که هنوز بیش از دو سال از روی کار آمدن رضا خان نگذشته بود ، در شهر کوچک نهاوند پسری در خانواده ای روحانی متولد شد . وی را که آخرین فرزند خانواده بود علی نامیدند . پدرش یکی از روحانیون برجسته ، صاحب علم و اجتهاد و تقوا بود . دوران خردسالی شهید تحت تعلیم پدری عالم و باتقوا و مادری متدین و پرهیزگار سپری شد .
گمان ما اینست که شهدا رفته اند و ما مانده ایم. لیکن زمان ما را با خود برده است و شهدا مانده اند.
سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی

یك شب قبل از عملیات فتح المبین ،ارتش عراق با كمك 500 ـ 400 نفر از
نیروهای زبدهی خود به طرف منطقه رقابیه راه افتاد . برای اولین بار بود كه
ارتش عراق دست به عملیات شبانه می زد. آن ها با استفاده از اطلاعات غلطی
كه از یك اسیر ایرانی گرفته بودند تصمیم گرفتند منطقه را تصرف كنند .
قبل از حركت نیروها ، اطلاعات عملیات عراق دست به كار شد و به شناسایی
منطقه پرداخت ولی از آن جایی كه سنگر رزمندگان اسلام زیر زمین قرار داشت و
دست خدواند هم ، همیشه كمك بچه ها بود ، گشت شناسایی عراق متوجه حضور
رزمندگان نشد . بنابراین آن ها با این تصور كه منطقه خالی از نیرو است،
وارد منطقه شدند ولی با دادن تلفات سنگین عقب نشینی كردند .ادامه صفحات وبلاگ :