تبلیغات
:: یادواره شهیدان همیشه زنده :: مالک : سایت شهیدان : سایت شهید - مطالب گل مریم
 
ویژه ها
مطالب پیشین
پایگاه های مذهبی
آرشیو ماهیانه
موسیقی متن

نظرسنجی
چگونه با این وبلاگ آشنا شده اید ؟

آمار وبلاگ 
امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل بازدیدها :

كل مطالب :

كل نظرات :

  

طراح قالب


شهید عبدالحسین برونسی - یادواره ها ,

شهید عبدالحسین برونسی

دوره آموزشی خدمت تموم شده بود و قرار بود تقسیمشون کنند. تو بین اون جمع عبدالحسین و چند تای دیگه رو انتخاب کردن.

همه بهشون می گفتن: خوش به حالتون! دیگه از خدمت راحت شدین. اما عبدالحسین نمی دونست قراره کجا ببرنشون.

ادامه مطلب

نوشته شده توسط گل مریم روز:دوشنبه 17 تیر 1387  ساعت 12:07 ق.ظ  لینك ثابت | نظرات () |عضویت در میعادگاه ایرانیان

یاران چه غریبانه رفتند از این خانه - خاطرات شهدا ,

 

 -   یک شهید پیدا کردیم طرف های سه راه شهادت ،هیچ چیزی همراهش نبود .نه پلاک ،نه کارت شناسایی.فقط یک قمقمه همراهش بود پر آب .

روی قمقمه چیزی نوشته شده بود،قمقمه را شستیم تا بتوانیم بخوانیم .نوشته بود

( قربان لب عطشانت یا حسین)

ادامه مطلب

نوشته شده توسط گل مریم روز:یکشنبه 16 تیر 1387  ساعت 01:07 ق.ظ  لینك ثابت | نظرات () |عضویت در میعادگاه ایرانیان

http://i28.tinypic.com/nbutr7.jpg - یادواره ها ,


 سرتیپ پاسدار شهید محمود كاوه فرمانده لشكر
نحوه شهادت 
دهم شهریور ماه 1365، روزی كه روح این سردار شجاع اسلام و سرباز وارسته حضرت بقیه‌الله الاعظم(عج) در عملیات كربلای 2 بر بلندای قله 2519 حاج عمران به پرواز درآمد، دل صخره و كوه، یاد و خاطره شجاعت او را در خود ثبت كرد. آن روز، كاوه مزد جهاد را كه شهات بود، دریافت كرد و به بارگاه عزالهی فراخوانده شد. خصال و ویژگیهای درخشنده او در تمام مدت خدمتش و در تصدی مسئولیتهای مختلف درسی است

ادامه مطلب

نوشته شده توسط گل مریم روز:جمعه 14 تیر 1387  ساعت 03:07 ق.ظ  لینك ثابت | نظرات () |عضویت در میعادگاه ایرانیان

عاشق واقعی شهادت - یادواره ها ,

عاشق واقعی شهادت:..

بدون هیچ توضیحی این دستنوشته شهید محمد عبدی رو بخونین، خودش گویای خیلی حرفهاست....

ای شهدا برخیزید گویی اینجا همه چیز تمام شده است. و انگار نسل جهاد دیده دیروز به خط پایان رسیده است. اگر سراغمان نیایید و کلامی و حرفی به زبان نیاورید ما هم کم کم باورمان می­شود که همه چیز تمام شده است. باورمان می­شود که دیگر رد پایی از شما پیش رویمان نیست باورمان می­شود که

 

 

ادامه مطلب

نوشته شده توسط گل مریم روز:جمعه 17 خرداد 1387  ساعت 11:06 ق.ظ  لینك ثابت | نظرات () |عضویت در میعادگاه ایرانیان

سلام بر .... - اشعار ,

سلام بر یادگار سالهای عشق وحماسه،


سلام بر لباسهای خاکی آغشته به خون و ماسه،
سلام بر سفرههای برای هر دو نفر یک کاسه،
سلام بر بدو بایستهای بشمار سه.

سلام بر ساحل خروشان بهمنشیر،
سلام بر شلیکهای بی هوای اوّلین تک تیر،
سلام بر .....

ادامه مطلب

نوشته شده توسط گل مریم روز:پنجشنبه 16 خرداد 1387  ساعت 11:06 ق.ظ  لینك ثابت | نظرات () |عضویت در میعادگاه ایرانیان

ماجرایی تکان دهنده از شهیدی که مادر خود را شفا داد - یادواره ها ,

 ماجرایی تکان دهنده از شهیدی که مادر خود را شفا داد

همه ماجرا از یادواره شهید زین الدین شروع شد. حاج حسین کاجی پشت میکروفون رفت تا خاطراتی از شهدا رو نقل کنه. اما لابه لای این خاطرات...:

از مادر شهید معماریان دعوت می کنم که تشریف بیارن و خودشون تعریف کنن و البته امانتی رو هم با خود بیارن..

مادر شهید از تو جمعیت بلند شد، حس کنجکاویم بیشتر شده بود که ایشون کین؟ و امانتی چیه؟ ...

اون شب گذشت و خاطراتش تو ذهن همه باقی موند؛ ولی خیلی دوست داشتم بیشتر در جریان این ماجرا قرار بگیرم. چند روز بعد اطلاعیه ای تو سطح شهر توجهم رو جلب کرد:


ادامه مطلب

نوشته شده توسط گل مریم روز:سه شنبه 14 خرداد 1387  ساعت 12:06 ق.ظ  لینك ثابت | نظرات () |عضویت در میعادگاه ایرانیان

در جبهه ها، مولا مهدی(عج) علمدار است.... - یادواره ها ,

در جبهه ها، مولا مهدی(عج) علمدار است....
با هر سختی که بود، حاج محسن وزوایی با پنج نفر دیگه خودشون رو به بالای ارتفاع 1050 متری بازی دراز رسوندند، خیلی سخت بود اما بالاخره تونستند با کمک بقیه بچه ها، حدود 350 نفر از کماندوهای عراقی رو دستگیر کنند. همینکه داشتند اسرا رو به عقب منتقل می کردند، یکی از افسران عراقی اصرار داشت که فرمانده نیروهای ایرانی رو ببینه.
بخاطر مسائل امنیتی یکی رو جای حاج محسن معرفی کردند ولی افسر عراقی قبول نمی کرد. می گفت: فرمانده اصلی تون رو می خوام ببینم. حتی وقتی حاج محسن رو هم دید، قبول نکرد و گفت: نه! فرمانده شما این نیست. ازش پرسیدند: پس کی رو منظورت است؟ گفت: «فرمانده شما، هنگام حمله جلوی همه تون با اسب سفید می اومد و هر چی هم بطرفش تیراندازی می کردیم اثری نمی کرد. من می خوام اونو ببینم.»

حاج محسن اینا رو که شنید پاهاش سست شد، به زمین نشست و ...


نوشته شده توسط گل مریم روز:چهارشنبه 14 فروردین 1387  ساعت 09:04 ق.ظ  لینك ثابت | نظرات () |عضویت در میعادگاه ایرانیان

شهید علم الهدی - خاطرات شهدا ,

شهید علم الهدی 
سید حسین علم الهدی

تولد: 1337، اهواز

سمت: فرمانده سپاه هویزه

شهادت: 16/10/1359، دشت هویزه

... من در سنگر هستم. در اوج تنهایی، سلاح بر دوش دارم. «كرخه» از كنارم می‌گذرد. در دو كیلومتری، دشمن مستقر است . تا كنون دوبار بلاد مسلمین را مورد تجاوز قرار داده و اكنون چندین كیلومتر در خاك اسلام وارد شده است و ناجوان مردانه شهر‌ها را می‌كوبد و نابود می‌كند. صدای رگ‌بار و خمپاره همیشه در گوش است.

ادامه مطلب

نوشته شده توسط گل مریم روز:شنبه 10 فروردین 1387  ساعت 03:03 ق.ظ  لینك ثابت | نظرات () |عضویت در میعادگاه ایرانیان

شهید علم الهدی - یادواره ها ,

شهید علم الهدی
 
 صدای تانك های آن طرف جاده به گوش می رسید. تیراندازی لحظه ای متوقف نمی شد. راه افتادیم، با اینكه می دانستیم امید برگشت نیست، ولی رساندن «آر. پی. جی» به «علم الهدی» ما را مصمم به پیش می برد.

به جاده كه رسیدیم، توانستیم تانك هایی را ببینیم. به جز چند تایی كه در حال سوختن بودند، بقیه غرش كنان به پیش می تاختند.

 

ادامه مطلب

نوشته شده توسط گل مریم روز:شنبه 10 فروردین 1387  ساعت 02:03 ق.ظ  لینك ثابت | نظرات () |عضویت در میعادگاه ایرانیان

زندگی نامه ی شهید علم الهدی - زندگینامه ها ,

زندگی نامه ی شهید علم الهدی

شهید علم الهدی پیشگام دانشجویان پیرو خط امام بود كه در هویزه حماسه آفریدند و تا آخرین نفس در مقابل دشمن متجاوز ایستادند و خون پاك خویش را نثار كردند.

سید محمد حسین، فرزند آیت الله حاج سید مرتضی، در هشتم مهر 1337، در اهواز چشم به جهان گشود. از آن جا كه فرزند یك خانواده ی مذهبی و روحانی بود، از همان كودكی علاقه ی وافری به علوم دینی، به ویژه تلاوت قرآن مجید داشت، تا جایی كه..........

ادامه مطلب

نوشته شده توسط گل مریم روز:شنبه 10 فروردین 1387  ساعت 01:03 ق.ظ  لینك ثابت | نظرات () |عضویت در میعادگاه ایرانیان

فکه و دوکوهه - هویزه - دلنوشته ها ,

فکه و دوکوهه - هویزه

مکه من فکه بوَد، منــــای من دوکوهـــه           

قبله من جبهه و کربلای من دوکوهه

مدینه ام شلمچه و بقیع مــــن هویــــزه 

مروه من طلاییه، صفای من دوکوهه

ادامه مطلب

نوشته شده توسط گل مریم روز:پنجشنبه 8 فروردین 1387  ساعت 01:03 ق.ظ  لینك ثابت | نظرات () |عضویت در میعادگاه ایرانیان

فداییان حضرت زهراء(س) - یادواره ها ,

فداییان حضرت زهراء(س)
شب هنگام به میدون مین رسیدیم . منطقه صعب العبور بود. دستور استراحت دادند تا بچه ها کمی سرحال بیایند. هر کی مشغول یه کاری بود که یه دفعه صدای شلیک ممتد اسلحه ها بچه ها رو زمینگیر کرد. فرمانده گروهان بلند شد و گفت: عراقیا فهمیدن که می خوایم عملیات کنیم، دارن از هر طرف گلوله می ریزن. بچه ها پرسیدن پس حالا چیکار کنیم؟ گفت: متوسل بشین به بی بی فاطمه(س) . دعا کنین بارون بیاد.

ادامه مطلب

نوشته شده توسط گل مریم روز:چهارشنبه 7 فروردین 1387  ساعت 01:03 ق.ظ  لینك ثابت | نظرات () |عضویت در میعادگاه ایرانیان