تبلیغات
:: یادواره شهیدان همیشه زنده :: مالک ::

:: یادواره شهیدان همیشه زنده :: مالک ::
تقدیمی ناچیز به شهدای گرانقدر اسلام ...
قالب وبلاگ

بابای شهیدم سلام

دخترت با تو سخن می گوید. دختری که از لحظه ای که چشم به این جهان گشود، روی تو را ندیده و از نعمت صحبت تو مهربان پدر، محروم بوده است. مدتها در انتظار بازگشت تو نشستم. همه می گفتند پدرت در جبهه مفقود شده است و اگر خدا بخواهد شاید برگردد. انتظار سختی بود ولی هرگاه صحنه دوباره آمدنت و تجسم در آغوش کشیدنت را می کردم، تحملش برایم سهل می شد؛ اما ...


ادامه مطلب

طبقه بندی: دلنوشته ها،

[ سه شنبه 6 فروردین 1387 ] [ 12:03 ق.ظ ] [ گل مریم ] [ نظرات ]

درس دلدادگی بیاموزیم

خیلی عکس قشنگیه. لحظه عروج یه عاشق، لحظه کندن از دنیا و وصل به بالا، قطره خون رو لبش یه دنیا حرف داره، یعنی کی بوده؟! و چی کرده؟! که عکسش شده مرهم دل اون مادرای شهیدی که حتی از پسرشون عکسی هم ندارن .... اصلاً این عکس یه جور نماد شهید و شهادت شده، تا حالا خیلی ها با دیدن این عکس منقلب شدن، فقط خود خدا می دونه که دل پاک امیر حاجی امینی (مسئول واحد مخابرات گردان انصار الرسول) یا هنر خدایی احسان رجبی، خالق این عکس باعث جاودانگی این صجنه شده... ایام سالگرد شهادت شهید حاج امینیه و توفیق شد قافله شهداء به منزلگه این شهید بزرگوار برسه و قدری در محضرش تامل کنیم و درس دلدادگی بیاموزیم.



ادامه مطلب

طبقه بندی: یادواره ها،
[ یکشنبه 4 فروردین 1387 ] [ 09:03 ق.ظ ] [ گل مریم ] [ نظرات ]

سالی گذشت
سالی گذشت ، باز نیامد وعید شد
گیسوی مادر از غم بابا سپید شد

امروز هم نیامد و غم خانه را گرفت
امروز هم دو مرتبه باران شدید شد


ادامه مطلب

طبقه بندی: اشعار ،

[ شنبه 3 فروردین 1387 ] [ 11:03 ق.ظ ] [ گل مریم ] [ نظرات ]
کشتارحلبچه
در چنین روزی در  سال1366هجری شمسی رژیم بعثی عراق با انفجار چندین بمب شیمیایی در منطقه کرد نشین این کشور ، حلبچه ، فاجعه ای انسانی را در این کشور رقم زد . در این فاجعه دست کم پنج هزار نفر از مردم کرد  کشته و بیش از هفت هزار نفر مجروح شدند .

ادامه مطلب

طبقه بندی: دفاع مقدس،
[ سه شنبه 28 اسفند 1386 ] [ 11:03 ق.ظ ] [ گل مریم ] [ نظرات ]

نیم نگاهى به زندگى وشهادت شهید حاج حسین خرازى
مرگى هنرمندانه و حیاتى جاودانه
یك روز قرار بود تعدادى از نیروهاى لشگر امام حسین (ع) با قایق به آن سوى اروند بروند. حاج حسین به قصد بازدید از وضع نیروهاى آن سوى آب، تنهایى و به طور ناشناس در میان یكى از قایق ها نشست و منتظر دیگران بود. چند نفر بسیجى جوان كه او را نمى شناختند سوار شده، به او گفتند: «برادر خدا خیرت بدهد ممكن است خواهش كنیم ما را زودتر به آن طرف آب برسانى كه خیلى كار داریم.» حاج حسین بدون این كه چیزى بگوید پشت سكان نشست، موتور را حركت داد. كمى جلوتر بدون این كه صورتش را برگرداند سر صحبت را باز كرد و گفت:


ادامه مطلب

طبقه بندی: زندگینامه ها،
[ سه شنبه 28 اسفند 1386 ] [ 01:03 ق.ظ ] [ گل مریم ] [ نظرات ]
سردار شهید یوسف شریف، بر خاک سجده کرد تا به آسمان برسد
می گفت « دوست دارم شهادتم در حالی باشد که در سجده هستم » یکی از دوستانش می‌گفت: در حال عکس گرفتن بودم که دیدم یک نفر به حالت سجده پیشانی به خاک گذاشته است. فکر کردم نماز می‌خواند؛اما دیدم هوا کاملاَ روشن است و وقت نماز گذشته، همه تجهیزات نظامی را هم با خودش داشت.

ادامه مطلب

طبقه بندی: یادواره ها،
[ دوشنبه 27 اسفند 1386 ] [ 02:03 ق.ظ ] [ گل مریم ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2

درباره وبلاگ

نظر سنجی
چگونه با این وبلاگ آشنا شده اید ؟





آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب