◊ کاش ...
◊ شهید
◊ من اینجا گمنام وجودی ام ... !
◊ فرازهایی از وصیت نامه های شهدای دفاع مقدس
◊ دلم زهجر شهیدان چرا نمی لرزد
◊ شعر شهید
◊ خاطرات دلنشین پدر شهید جهان آرا
◊ وصیت نامه طلبه شهید سعید حشمی كلهر
◊ شوری به جز شهادت در سر نداشتی
در دهه 60 و 70 سینمای ایران شاهد تولید آثاری در ژانر دفاع مقدس بود که در هر یک از این دهه ها، فیلمسازان رویکردهای خاصی نسبت به این گونه سینمایی داشتند. در دهه 60 داستان فیلم ها در جبهه های جنگ و حواشی مربوط به حضور رزمندگان در دوران هشت ساله دفاع مقدس می گذشت و در دهه هفتاد و اوایل هشتاد بیشتر آثار بر محور حوادث بعد از جنگ و سرگذشت رزمندگان، جانبازان، اسراء معطوف بود.

سرگذشت آدم هایی که سال ها در جبهه جنگیده بودند و حالا بعد از گذشت این مدت باید رویه زندگی خود را عوض کرده و به اصطلاح هم رنگ جماعت می شدند. بسیاری از آنها نمی توانستند خود را با شرایط موجود تطبیق دهند و به نوعی مبارزه با وضع موجودشان را پیشه راه خود قرار می دادند مانند حاج کاظم در "آژانس شیشه ای" یا قاسم در "ارتفاع پست".

در این دو دهه آثار قابل توجهی در ژانر جنگی تولید شد که بسیاری از آنها توانستند در بین تماشاگران جایی برای خود باز کنند و حتی نظر منتقدان و سایر سینماگران را نیز به خود جلب کنند. فیلم هایی که توسط ابراهیم حاتمی کیا، احمدرضا درویش، مرحوم رسول ملاقلی پور و... ساخته شدند نمونه بارزی از این گونه هستند که در جشنواره های مختلف سینمایی جوایز زیادی را به خود اختصاص دادند.
"فرزند خاک" نسل فراموش شده سینمای ایران
چند سالی است که این گونه سینمایی طرفداران چندانی ندارد و آنهایی هم که در این ژانر فیلم می ساختند، به دنبال ساخت فیلم های تجاری رفته اند. مانند حاتمی کیا که امسال فیلم "دعوت" را با استفاده از ستاره های سینما ساخته است. اما در این میان برخی فیلمسازان جوان و تازه کارتر نسبت به این گونه سینمایی رغبت نشان می دهند و هر از چندگاهی فیلمی با این مضامین می سازند. یکی از این نمونه ها فیلم "فرزند خاک" به کارگردانی محمدعلی آهنگر است.
این فیلم با دست مایه قرار دادن سوژه ای جدید در ژانر دفاع مقدس توانسته به یکی از آثار در خور توجه در این زمینه تبدیل شود. آهنگر به همراه محمدرضا گوهری؛ یکی از نویسندگان این فیلم حدود 9 سال تلاش و تحقیق کرده اند تا بتوانند اثر خود را ثبت کرده و برای کارشان پروانه ساخت بگیرند. آهنگر با ساخت این فیلم نشان داد که می تواند به یکی از فیلمسازان مطرح این ژانر فراموش شده، تبدیل شود.

در پس روزهای تار انتظار، مینا یافته كه مسافر گمشده اش در دیاری غریب چشم به راه اوست. مینا تاب ماندن ندارد، دل به دریا می زند و سر به كوه ... راه دلدار صعب و طولانی است، و آتش شوق مینا سخت پرشراره ... راهنمای مینا گواناست، زن جوان كرد كه بار درماندگی پیرش كرده و این دو، همسفران سفری تلخ و شیرینند... تلخ عین عسل ...
محور این فیلم داستان زنی را به تصویر میکشد که معتقد است همسر مفقودالاثرش در دیاری غریب چشم به راه اوست. مینا به شهرهای مرزی و کردنشین سفر می کند تا بتواند اثری از شوهر گمشده اش بیابد. در این فیلم مهتاب نصیرپور، شبنم مقدمی، حمید ابراهیمی، قاسم زارع، حسین آهنگر و ... به ایفای نقش پرداختهاند.
ادامه صفحات وبلاگ :