تبلیغات |
:: یادواره شهیدان همیشه زنده :: مالک :: تقدیمی ناچیز به شهدای گرانقدر اسلام ...
|
شهر خورشید خورشید اینجا غریب است ، اینجا دلاور ندارد گفتند :خوبست ، خوبست در گوشه ای دفن سازیم این آسمان را ، که بوی بال کبوتر ندارد از سرخی شمعدانی تعریف کردند ، هر چند دیدند این باغ عاشق از لاله بهتر ندارد بر شانه های خیابان ، بردند یاران ما را بردند و بردند ، انگار این کوچه آخر ندارد یک آسمان ابر دارم در سینه ، از سوگ گلها یک شب بیاید ببیند هر کس که باور ندارد شهری که گویند(شهر خورشید ) باشد ، همین جاست شهری که (یوسف) در آنجا ترس از برادر ندارد
محمود اکرامی طبقه بندی: اشعار ، جان بازی؛ عاشقانه ترین قمار تاریخ است. «احسان پرسا»
تقدیم به فاضل کسمایی؛ شهید زنده ای که جانش را تقدیم کرد اما آنقدر بزرگ بود که به جسمش اکتفا کردند.. «فاضل» شهید زنده ی گم کرده سنگر است آلالهی خزان زدهی نیمه پرپر است پروندهی تنش پُر ِ امضای ترکش است آری پرنده در چمدانش پُر از پَر است عطر شلمچه در نفسش موج میزند این سینه تا هماره از آن سم معطر است گلدان پر طراوت قلب لطیف او امروز در میان ترکها شناور است دیروز تیغ مالک اشتر به دست داشت امروز گرم ِ تجربه ی مرگ بوذر است در «زنده»گی به آخر دفتر رسیده است
این چند خط نوشته ی بر جلد دفتر است ولادت ابالفضل العباس، اسوه جانبازی تاریخ و حضرت امام حسین شهادت طلب بزرگ مکتب خداپرستی و حضرت امام زین العابدین الگوی ساجدان و سرمشق عبادت کنندگان را تبریک عرض می کنم.
نوشته شده توسط احسان پرسا
طبقه بندی: اشعار ،
سلام بر لباسهای خاکی آغشته به خون و ماسه، سلام بر سفرههای برای هر دو نفر یک کاسه، سلام بر بدو بایستهای بشمار سه. سلام بر ساحل خروشان بهمنشیر، سلام بر شلیکهای بی هوای اوّلین تک تیر، سلام بر ..... ادامه مطلب طبقه بندی: اشعار ،
چو کودکان همه در لهو در لعب ماندیم حماسه بود و خطر ، موسم جراحت بود اشاره ها همه در سمت بی نهایت بود گذشت فصل فراوانی کبوترها فرشته وار شدن در فضای سنگرها ادامه مطلب طبقه بندی: اشعار ،
روزهای آتش و انتظار و انفجار، یادمان نرفته است ادامه مطلب طبقه بندی: اشعار ، می رسی و در حضورت غصه پر پر می شود دل از آتش می زند بیرون ؛ سمندر می شود
می شوی لبخنده ای در این شب دلواپسی می شوم آرام و روحم ناگهان تر می شود
می رسی و می رسانی ام به اقلیم دعا در نمازم می نشینی ؛ وقت باور می شود
ادامه مطلب طبقه بندی: اشعار ، شهید گمنام مادری كنار عكس پسرش نشسته غمگین طبقه بندی: اشعار ، سالی گذشت امروز هم نیامد و غم خانه را گرفت ادامه مطلب طبقه بندی: اشعار ، آی قصه قصه قصه نون و پنیرو پسته یک زن قد خمیده روی زمین نشسته یک زن قد خمیده یک زن دلشکسته که چادرش خاکیه روی زمین نشسته دست میذاره رو زانوش زانوشو هی میماله تندتند میگه یا علی درد میکشه میناله شکسته و تکیده صورت خیس و گلفام ادامه مطلب طبقه بندی: اشعار ،
یاد شهدا
ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم
با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است
ما بهر ملاقات خدا وقت نداریم
چون فرد مهمی شده نفس دغل ما
اندازه ی یک قبله دعا وقت نداریم در کوفه تن غیرت ما خانه نشین است
بهر سفر کرببلا وقت نداریم
تقویم گرفتاری ما پر شده از زر
ای داغ دل لاله تو را وقت نداریم
هر چند که خوب است شهیدانه بمیریم
خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم طبقه بندی: اشعار ، |
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |